نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۴ - دلبر پریوش ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

رویی چگونه رویی، چون ماه آسمانی

قدی چگونه قدی، چون سرو بوستانی

بر ماه آسمان نیست هرگز چنین لطافت

بر سرو بوستان نیست این ناز و دل ستانی

بستان چو سرو قدت هرگز به خود ندیده

چون ماه آسمان نیست در آسمان نشانی

گیسوی تابدارت هر حلقه اش کمندی

مژگان دل نشینت هر یک سر سنانی

بوسیدن رکابت مشکل بود رهی را

از بس گران رکابی، از بس سبک عنانی

دانم که با من از چیست بی مهری تو جانا!

من پیر سال خورده تو دلبر جوانی

لیکن مرانم از در هر چند ناتوانم

زیرا که چون سگانم قانع به استخوانی

گر خود پری نه ای تو ای دلبر پریوش

دایم چرا پری وار، از چشم من نهانی؟

صبح امید «ترکی» چون شام شد ز هجرت

این پیر ناتوان را دریاب تا توانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌های محبوب و احساسات عاشقانه شاعر نسبت به او می‌پردازد. شاعر با تشبیه محبوب به ماه آسمان و سرو بوستان، لطافت و ناز او را ستایش می‌کند و به تفاوت زیبایی‌های طبیعی اشاره می‌کند. او از جذابیت‌های محبوبش، از جمله گیسوی تابدار و مژگان دل‌نشینش، سخن می‌گوید و از سختی بوسیدن پای او به خاطر سنگینی‌اش گلایه می‌کند. شاعر هم‌چنین از ناامیدی و دل‌شکستگی خود در مواجهه با بی‌مهری محبوب سخن می‌گوید و از او می‌خواهد که او را ترک نکند، زیرا احساس می‌کند که به شدت به محبت او وابسته است و از پیر شدنش می‌نالد. در نهایت، او می‌خواهد تا محبوبش به او توجه کند و در این روزهای سخت، او را دریابد.