شمارهٔ ۲۰ - وصال دوست ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفهنگاریها / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
نازنینا! رحم کن بر این غریب
لیس محبوبی بغیرک یا حبیب
خط و خال و زلفت ای زیبا صنم!
برده از من صبر و آرام و شکیب
آفتابت گر، به بیند بی حجاب
رخ کند پنهان، ز خجلت در حجیب
هر که بیند آن رخ چون آفتاب
فاش گوید انه شیء عجیب
غیر نخل قامتت نخلی دگر
بار ندهد پسته و بادام و سیب
عاشقان چیزی نخواهند از خدا
یا وصال دوست، یا مرگ رقیب
گر هزاران خار در پایش خلد
ترک گل، هرگز نگوید عندلیب
داد «ترکی» را بده ای مه جبین
ورنه گیرم دامنت روز حسیب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و آرزوهای عاشقانه است. شاعر از محبوب خود میخواهد که به او رحم کند و میگوید که غیر از او هیچ محبوب دیگری ندارد. زیبایی محبوبش باعث شده که صبر و آرامش را از او بگیرد. او توصیف میکند که اگر چهره محبوبش، مانند آفتاب، نمایان شود، دیگران نمیتوانند از زیباییاش حیرت زده نشوند. شاعر همچنین به مقایسه محبوب با نخل میپردازد و میگوید که هیچ درختی نمیتواند مانند او ثمر بدهد. نهایتاً، او در آرزوی وصال محبوب است و میگوید که عاشقان تنها چیزی که از خدا میخواهند، وصال یار است یا مرگ.