نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵ - دیدهٔ دریایی ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ساقی چه می ایی بود که در ساغر من ریخت

کآتش ز یکی جام، ز پا تا سر من ریخت

این می چه می ایی بود که از خوردن این می

چون قطرهٔ باران، عرق از پیکر من ریخت

بی شک می عشق است و همین است و جز این نیست

این می که به پیمانهٔ من دلبر من ریخت

خون من درویش تهی دست حلالش

گر خون من آن دلبر سیمین بر من ریخت

تیری ز کمان خانهٔ ابروش رها کرد

خونی که نبود از بدن لاغر من ریخت

درج گهرش دیدم و یاقوت لبش را

از دیدهٔ دریایی من، گوهر من ریخت

من مرغ خوش الحانم و، از سنگ حوادث

افسوس و صد افسوس که بال و پر من ریخت

«ترکی» به کفم دفتر اشعار فروشست

سیلاب سرشکی که ز چشم تر من ریخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عمیق عاشقانه و تأثیرات روحی ناشی از عشق پرداخته است. شاعر به ساقی می‌گوید که چه مایه‌ای در ساغرش ریخته که باعث بیداری و آتش درون او شده است. شاعر به تأثیر می عشق اشاره می‌کند و آن را بالاترین لذت و زیبایی می‌داند. وی با بیان وضعیت خود، به احساس درد و رنج ناشی از جدایی و مصیبت‌های زندگی نیز اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر تلخی فقدان‌ها و ناتوانی‌هایش را بیان می‌کند و بر تأثیر عاطفی عشق و زیبایی‌ها تصریح دارد.