نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰ - آه آتشبار ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قدت چو سرو و، رخسارت چو ماه است

که بر هر دو، مرا هر دم نگاه است

نباشد سرو را اینگونه رفتار

نه اینسان ماه را بر سر کلاه است

تو با مه مشتبه هرگز نگردی

معاذاله چه جای اشتباه است

ز ترک چشم تو ترسیده چشمم

مگر جلاد ترک پادشاه است

به گردش بسته صف، مژگان سیه وار

مگر چشم تو سردار سپاه است

دلم چاه زنخدان تو را دید

یقینش شد که اندر راه چاه است

شبی زلف تو را در خواب دیدم

از آن شب تاکنون، روزم سیاه است

دل آزارا! دل مردم میآزار

که دل آزردن مردم گناه است

مرا غیر از تو منظوری نباشد

بر این دعوی، خدای من گواه است

ز هجرت مونس روز و شب من

فغان شام و، آه صبحگاه است

بترس از آه آتشبار «ترکی»

که او را آتشی، در برق آه است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر به وصف زیبایی معشوق می‌پردازد و او را با سرو و ماه مقایسه می‌کند. او از احساس ترس و درد ناشی از عشق بی‌پاسخ صحبت می‌کند و به تأثیر عمیق و دردناک این عشق بر زندگی‌اش اشاره می‌کند. شاعر تأکید می‌کند که جز معشوق هیچ هدف دیگری ندارد و تصویری از درد جدایی و غم ناشی از دوری را به تصویر می‌کشد. در نهایت، او نسبت به عواقب این عشق هشدار می‌دهد و به تاثیری که بر دل‌ها دارد، اشاره می‌کند.