شمارهٔ ۳۸ - مشک ختن ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفهنگاریها / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
ای که دلم سوی توست! کعبهٔ من کوی توست
کعبه من کوی توست، ای که دلم سوی توست!
گوشهٔ ابروی توست، قبلهٔ حاجات من
قبلهٔ حاجات من، گوشهٔ ابروی توست
آینهٔ روی توست، روز و شبم در نظر
روز و شبم در نظر، آینهٔ روی توست
بستهٔ گیسوی توست، مرغ دلم از ازل
مرغ دلم از ازل، بستهٔ گیسوی توست
غمزهٔ جادوی توست، رهزن دین و دلم
رهزن دین و دلم، غمزهٔ جادوی توست
سنبل تر موی توست، مشک ختن بوی توست
مشک ختن بوی توست، سنبل تر موی توست
خاک سر کوی توست، چشم مرا توتیا
چشم مرا توتیا، خاک سر کوی توست
مرغ سخن گوی توست «ترکی» شیرین کلام
«ترکی» شیرین کلام، مرغ سخن گوی توست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و دلبستگی عمیق شاعر به معشوقش میپردازد. شاعر معشوق را کعبه و قبلهگاه حاجات خود میداند و ابراز میکند که تمامی زیباییها و اشیا دنیوی را از یاد میبرد و تنها به یاد معشوق است. او به عناصر زیبایی ظاهری معشوق اشاره میکند، مانند ابرو، مو و چهره، که همگی نماد فریبندگی و جذابیت او هستند. در کل، این شعر حسرت و آرزو در عشق را به تصویر میکشد و عشق به معشوق را به عنوان سرچشمه تمام زیباییها و لذتها معرفی میکند.