نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴ - آه سحرگاه ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

آنکه هر شب به فلک، شعله کشد آه من است

و آنکه با درد بسازد، دل آگاه من است

آنکه غافل نشود یکدمی از من، شب و روز

گریهٔ نیم شب و آه سحرگاه من است

گر ز خط آینهٔ روی تو ز نگار گرفت

عجبی نیست که این از اثر آه من است

سفر کوی خرابات، مرا در پیش است

همت پیر مغان، بدرقهٔ راه من است

دوش با یار کسی شکوه ز «ترکی» می کرد

گفت خاموش، که او بندهٔ درگاه من است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات عمیق و دردهایی است که شاعر تجربه می‌کند. او به شعله‌ور شدن آه و ناله‌اش در آسمان اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که این احساسات به نوعی با عمق وجودش مرتبط است. شاعر همچنین به غم و غفلت‌هایی که از او جدا نشده‌اند، اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر زیبایی معشوقش تحت تأثیر اشک‌های او باشد، نباید تعجب کرد. در نهایت، او از سفر به محفل عاشقانه و کمک راهنمایی پیر مغان سخن می‌گوید و بیان می‌کند که دیگران نیز در غم او شریک هستند.