شمارهٔ ۳۶ - ناوک غمزه ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفهنگاریها / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
حوری صنمی، به کیش زرتشت
با ناوک غمزه ای مرا کشت
با ابروی تیزتر ز تیغش
زخمی بزد و به خونم آغشت
از بس که دلیر و جنگ جویی است
در جنگ کسی نبیندش پشت
پیوسته ز خون عاشقانش
پیداست خضاب در سر انگشت
«ترکی» تو ز عشق وی به پرهیز
کاقل نزند به نیشتر مشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر درباره حوری زیبایی سخن میگوید که با نگاه خود دل او را میکشد و او را به شدت مجروح میکند. او میگوید که این حوری با ابرویی تیزتر از تیغ، قلبش را زخم میزند و خونش را آلوده میکند. شاعر از دلاوری و شجاعت این حوری میگوید که در میدان جنگ هیچگاه از دشمنش عقبنشینی نمیکند و همیشه نشان از خون عاشقانی دارد که به عشق او رنج کشیدهاند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که عشق به این حوری خطرناک است و باید از آن دوری کرد.