شمارهٔ ۴۵ - گل سرخ ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفهنگاریها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای عارض زیبای تو همرنگ گل سرخ!
وی لعل شکرخای تو همسنگ گل سرخ!
در حیرتم از بس که دهانت بود تنگ
گویا که بود غنچهٔ دل تنگ گل سرخ
هر قطرهٔ باران که چکد ز ابر بهاری
بزداید از اغبار هوا زنگ گل سرخ
ممکن نبود تا که به دستش نخلد خار
هرکس پی چیدن، کند آهنگ گل سرخ
چندی ست که در چنگ تو «ترکی» ست گرفتار
چون بلبل بیچاره که در چنگ گل سرخ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوقه شاعر میپردازد و او را به گل سرخ تشبیه میکند. شاعر به حیرت خود از زیبایی دهان معشوقه اشاره میکند و میگوید که زیبایی او همچون غنچهای دلتنگ است. باران بهاری که بر زمین میبارد، زنگار هوای ناپاک را از بین میبرد و زیبایی گل سرخ را نمایان میکند. شاعر همچنین از دشواری و عذابی که در عشق معشوقه احساس میکند، مانند بلبل در چنگال گل سرخ، سخن میگوید. این ابیات تصویری از عشق و زیبایی همراه با درد و رنج را به تصویر میکشند.