نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ - آب بقا ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای همایون پی و فرخ رخ و فرخنده لقا!

ای خطت چون ظلمات و دهنت آب بقا!

سرو اگر دم زند از راست قدی پیش قدت

چون قدت را نگرد می شود از شرم دو تا

این نه خود رای صواب است خطاییست بزرگ

که دهم نسبت زلفین تو با مشک خطا

ترک چشمت به کفش خنجر مژگان از چیست

با من بی سر و پا بر سر جنگ است چرا؟

به دعا خواسته ام تا که مرا یار شوی

از پی وصل تو تجدید کنم باز دعا

نه مرا طاقت این تا که ببوسم دهنت

نه تو را عادت آن تا که کنی بوسه عطا

دوستی کردن «ترکی» به تو کاری عجب است

حاصلی نیست در این کار بجز رنج و عنا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید از محبوب و زیبایی‌های او پرداخته است. شاعر از ویژگی‌های ظاهری محبوب سخن می‌گوید، مانند صورت زیبا و خطی که مانند تاریکی‌هاست. او بیان می‌کند که اگر سروها بخواهند قد خود را در برابر محبوب نشان دهند، از شرم قدشان می‌شکند. شاعر همچنین به عشق و سختی‌هایی که برای رسیدن به محبوب تحمل می‌کند، اشاره می‌کند و از ناتوانی خود در ابراز عشق و نارضایتی محبوب از این موضوع سخن می‌گوید. در نهایت، او اعتراف می‌کند که دوستی و عشق به محبوب، به جز رنج و درد، ثمری ندارد.