شمارهٔ ۵۷ - نشان عاشقی ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفهنگاریها / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
هوای عشق خوبانم برون از سر نخواهد شد
مرا قسمت همین است و، جز این دیگر نخواهد شد
به دوران، خلق را گر مال و دولت می شود قسمت
مرا قسمت به غیر از شیشه و ساغر نخواهد شد
جهان و هر چه در وی هست سرتاسر عرَض باشد،
به غیر از می، که چیزی به از این جوهر نخواهد شد
نشان عاشقی باشد تن کاهیده و لاغر،
تن معشوق هرگز در جهان، لاغر نخواهد شد
زشرب باده زاهد می دهد پیوسته ام توبه
به عالم بی مروت تر، از این کافر نخواهد شد
مرا روز ازل، گردیده قسمت خوردن باده
از این قسمت فراقم تا صف محشر نخواهد شد
نخواهی دید «ترکی» را از این پس جز به میخانه
که جایی در جهان، او را از این بهتر نخواهد شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیان میکند که عشق و محبت به خوبیها و معشوقان امری غیرقابل تغییر و ثابت است و هیچ چیز دیگری در دنیا برای شاعر مهمتر از عشق و شراب نیست. شاعر به این نکته اشاره میکند که در دنیا هر چیزی ممکن است، اما او تنها به شیشه و ساغر عشق خود راضی است و از آن لذت میبرد. همچنین، نشانه عاشقی را کاهش یافتن و لاغر شدن میداند و میگوید که معشوق هرگز از عشق و زیبایی خود کاسته نمیشود. شاعر از زاهدانی که توبه میکنند، انتقاد میکند و این را نشانهای از بیرحمی میداند. او روز ازل را به یاد میآورد که قضا و قدرش نوشیدن شراب بوده و از آن زمان در فراق عشقش باقی مانده است. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که دیگر نخواهد دید که معشوقی بهتر از عشق و میخانه پیدا کند.