شمارهٔ ۵۹ - باد صبا ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفهنگاریها / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خوش والدی که چون تویی او را ولد بود
بر والدی چنین، همه کس را حسد بود
هر والدی که می نگری هست با ولد
بر هر ولد، نه خوبی این خط و خد بود
چون تو ولد به خانهٔ هر والدی که هست
او را ز میوه های بهشتی رسد بود
رخ ماه آسمان و، قدت سرو بوستان
بوی سیاه موی تو خوشتر زند بود
بر ماه آسمان، نه چنین لطف و دلبری ست
بر سرو بوستان، نه چنین حسن قد بود
حسن تو را به حسن نکویان، چه نسبت است
بسیار فرق ها ز صنم تا صمد بود
دامان و حبیب باد صبا پر ز عنبر است
او را مگر به زلف تو داد و ستد بود
هر کس که نیست در سر او شور عشق تو
انسان ندانمش که کم از دیو و دد بود
بنیاد سد، ز جای کند سیل اشک من
گر در رهش ز آهن و پولاد سد بود
روزی برای تجربه از من به خواه، جان
تا بنگری محبت من، تا چه حد بود
دوری نمودن تو ز«ترکی» پری رخا!
مانا حدیث دوری جان، از جسد بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دربارهٔ زیبایی و تاثیرات مثبت وجود یک فرزند بر خانواده است. شاعر به والدی که چنین فرزندی دارد، حسادت دیگران را توصیف میکند و بر ارزش و شایستگیهای فرزند میافزاید. او فرزند را میوهای از بهشت میداند که زیباییاش چون روی ماه و قامت سرو است. همچنین، شاعر عشق و شور درونی را مهم میشمارد و به کسانی که عشق را در دل ندارند، به دید دیوانگی مینگرد. در نهایت، او از درد دوری معشوق مینالد و آزادی و نزدیکی را آرزو میکند.