نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۹ - پند حکیمانه ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ساقی قدمی نه سوی میخانه تو امروز

آور ز کرم شیشه و پیمانه تو امروز

با من منشین، همچو حریفان به حریفی

همکاسهٔ من باش حریفانه تو امروز

می زیب ده مجلس شاهان جهان است

از کف مده این دولت شاهانه تو امروز

مستم کن از آن باده مردافکن و، از من

و آنگه بشنو نعرهٔ مستانه تو امروز

زان راح حکیمانه، مرا ریز به ساغر

بشنو ز من این پند حکیمانه تو امروز

گر با منت امروز بود کار به پیمان

پیمان مشکن، از دو سه پیمانه تو امروز

می بیخودی و، مستی و، دیوانگی آرد

هان! تا نشوی بیخود و، دیوانه تو امروز

گر مست شدی از می در حالت مستی

مگذار برون پای، از این خانه تو امروز

«ترکی» اگر امروز در این شهر غریب است

با وی قدحی نوش، غریبانه تو امروز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، ساقی از معشوقه می‌خواهد که امروز برای او می و پیمانه بیاورد تا از آن بنوشد. شاعر از ساقی می‌خواهد که با او همچون دوست و هم‌کاسه باشد و از لذت می‌گوید که زیبایی و بزرگی زندگی را به همراه دارد. او تأکید دارد که باید از این نعمت‌ها استفاده کند و نگذارد این فرصت از دست برود. همچنین، شاعر تأکید می‌کند که در حالت مستی باید در این مجلس بماند و پای خود را از آن بیرون نگذارد. در انتها، او از تقدیر دوستی و نوشیدن با یاران غریب صحبت می‌کند. در واقع، شعر به Celebration of life و لذت‌های زودگذری که دارد دعوت می‌کند.