شمارهٔ ۶۴ - آب جنت ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفهنگاریها / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای پیکرت لطیف تر از مخمل و حریر!
زلفت شکسته رونق خوشبویی عبیر
قدت چو نخل طوبی و، لعلت چو سلسبیل
با آب جنت است تو گویی گلت خمیر
از بس که خوش ادایی و، شیرین تکلمی
پرورده دایه ات مگر از شهد، جای شیر
از آن زمان که گندم خال تو دیده ام
بر دیده ام جهان شده کمتر ز یک شعیر
مویم شده سپید، ز هجر تو همچو برف
روزم شده سیاه، ز هجر تو همچو قیر
دل برنگیرم از تو، گرم می کشی به تیغ
روبر نتابم از تو، گم می زنی به تیر
«ترکی» به کوی توست فقیری، ستم کشی
یک روز پرسشی ننموده ای از این فقیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیف ظرافت و زیبایی معشوق است. شاعر به زیبایی فیزیکی او، مانند لطافت مخمل و حریر و قد بلندش اشاره میکند و او را با نعمتهای بهشتی مقایسه میکند. شاعر از تاثیر عمیق عشق و هجران این معشوق بر خود میگوید و به دلتنگی و درد ناشی از دوری اشاره میکند. او همچنین به وضعیت ستمکشانهاش در عشق و بیتوجهی معشوق اشاره میکند و از احساس ناامیدی و رنج ناشی از این عشق صحبت میکند. در نهایت، شاعر حسرت خود را از بیتوجهی معشوق به حال خود بیان میکند.