نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۵ - سودای عشق ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آفرین بر نام روح افزای عشق

جان فدای آنکه شد دارای عشق

یک تجلی کرد عشق و در جهان

هر کجا بینی بود غوغای عشق

عشق را جایی نباشد غیر دل

در دل عشاق، باشد جای عشق

عقل را دیگر نباشد جای زیست

در میان، هر کجا که آید پای عشق

تا صف محشر کجا آید به هوش

هر که جامی خورد از مینای عشق

لشکر غم زد شبیخون بر سرم

تادلم زد خیمه در صحرای عشق

عاشقا!گر طالب عشقی بزن

غوطه ای در بحر گوهرزای عشق

«ترکی»از معشوق کی یابی مراد

تا نباشد بر سرت سودای عشق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید از عشق و تاثیر عمیق آن بر زندگی انسان‌ها می‌پردازد. عشق به عنوان نیرویی روح‌افزای جهان معرفی می‌شود که در دل عاشقان سکنا دارد و عقل را تحت تأثیر قرار می‌دهد. شاعر به بیان احساسات و تجربیات عاشقانه می‌پردازد و می‌گوید که عشق در دل‌ها و صحرای روحی انسان‌ها جا دارد. او به عاشقان توصیه می‌کند که در دریای عشق فرو روند تا به آرامش و مراد خود برسند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که تا زمانی که عاشق واقعی نباشی، نمی‌توانی به نتیجه دلخواه در عشق دست یابی.