شمارهٔ ۹۶ - نگار سیم اندام ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفهنگاریها / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای که از دوری تو بی تابم!
لحظه ای شب نمی برد خوابم
چشم پرآبم ار به خواب رود
خواب بینم که می برد آبم
در خم زلف همچو قلابت
همچو ماهی اسیر قلابم
از غمت ای نگار سیم اندام!
دل ببر می طپد چو سیمابم
درد عشق تو در دل است و طبیب
می دهد شیر خشت و عنابم
طاق ابروی تو مرا کافیست
نیست حاجت دگر به محرابم
شادم از این که دوش می گفتی
هست «ترکی» کمینه بوابم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از عشق و دوری معشوقش ابراز ناگویی میکند و میگوید که به خاطر دوری او آرامش ندارد و خواب از چشمانش رفته است. احساساتش را به شکل عاطفی بیان میکند و میگوید که دلش از غم معشوقش میتپد. به شدت تحت تأثیر زیباییها و ویژگیهای معشوقش قرار دارد و حتی ابروهای او را سازنده آرامش خویش میداند. در نهایت، شاعر از گفتگوی شب گذشته با معشوقش خوشحال است و آن لحظه را گرانبها میداند.