شمارهٔ ۱۳ - تیر شباب ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
نوجوانی به شخص پیری گفت
که چرا قامتت کمان گشته
پیر خندید و در جوابش گفت
به سرم دور آسمان گشته
من اول چو توجوان بودم
نوبهارم کنون خزان گشته
رفت از ترکشم چو تیر شباب
قامتم چون کمان از آن گشته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
یک نوجوان از پیرمردی میپرسد که چرا قامتش خمیده شده است. پیرمرد با خنده توضیح میدهد که علت آن گذر زمان و تغییر فصلهای زندگی است. او میگوید که زمانی جوان و پرجنب و جوش بوده، اما اکنون به سن پیری رسیده و همانند یک تیر که از کمان رها شده، اکنون قامت او نیز خمیده و شکسته شده است.