نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵ - بالش زر ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل پنجم - قطعه‌ها و تک‌بیتی‌ها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

روزش چو شب است و شب، شب اول قبر

هرکس که به خانه، زن زشتی دارد

یک روز خوشی به خود نبیند هرگز

کو همسر زشت بد سرشتی دارد

در مزرع دهر با چنین همسر زشت

حقا که عجب زرعی و کشتی دارد

گر سر بنهد به بالش زر گویا

در زیر سرش نپخته خشتی دارد

با همچو زنی اگر شبی روز کند

شک نیست که آزار خنشتی دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان تلخی زندگی با همسر زشت و ناخوشایند می‌پردازد. شاعر می‌گوید که روز و شب شخصی که همسر زشتی دارد، به یک اندازه ناگوار و پر درد است. او تأکید می‌کند که با چنین همسری، هرگز خوشی نصیب فرد نخواهد شد و زندگی‌اش پر از زحمت و رنج خواهد بود. حتی اگر فرد ثروت زیادی داشته باشد، اما زیر سرش همسر زشت و بدسیرتی باشد، خوشی برای او معنا نخواهد داشت. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که زندگی با چنین همسری، آزار و رنج آور است.