نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳ - خجسته کتاب ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل پنجم - قطعه‌ها و تک‌بیتی‌ها / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

هزار شکر که شد ختم این خجسته کتاب

به عون خالق و جبار و قادر قهار

اگر چه شیوهٔ من نظم و مدح و مرثیه بود

مرا به نظم غزل کرد دوستی ناچار

به غیر مدح رسول و ائمه و اطهار

ز شعرهای دگر می کنم من استغفار

بزرگوار خدایا تو خویش شاهد باش

که م به معصیت خویش می کنم اقرار

گناه های من از کوه هاست سنگین تر

به نزد عفو تو خود ذره ای ست بی مقدار

اگر چه غرق گناهم و لیک می دانم

که بر تمام گناهان من تویی غفار

مرا که «ترکی» خوار و ذلیل و مسکینم

بزرگوار خدایا! به خویش وامگذار

اگر چه مجرمم و، شرمسار و، نامه سیاه

تو بگذر از سر جرمم به حق هشت و چهار

علی و یازده فرزند او شفیع منند

وگرنه وای بر احوال من، به روز شمار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر از ختم یک کتاب خجسته خوشحالی می‌کند و از خداوند که قهار و قادر است، مدد می‌طلبد. او با وجود اینکه شیوه‌ی شعرش مدح و مرثیه است، به دلیل دوستی ناچار به سرودن غزل پرداخته است. شاعر از شعرهای غیرمدح استغفار می‌کند و به گناهان سنگین خود اعتراف دارد. او خدا را شاهد می‌گیرد و می‌داند که گناهانش در برابر عفو الهی کوچک و ناچیزند. با وجود احساس خوار و ذلیل بودن، از خداوند می‌خواهد که او را به حال خود نگذارد. شاعر به شفاعت امام علی و یازده فرزندش اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر آن‌ها نباشند، سرنوشتش در روز حساب بد خواهد بود.