شمارهٔ ۲۸ - عجوزهٔ دنیا ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چه خواهی از دل من، ای عجوزهٔ دنیا!
طلاق گفتمت از من دگر چه میخواهی
مرا که نیست خبر از جحیز و زینت تو
دگر ز جان من بی خبر، چه میخواهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر شاعر از دنیا یا "عجوزه دنیا" میخواهد که از او دست بردارد و طلاقش را از این دنیا اعلام میکند. او میگوید که دیگر به زرق و برقها و زیباییهای دنیا توجهی ندارد و از او میپرسد که چه چیزی بیشتر از جانش میخواهد، در حالی که او دیگر نمیخواهد به این امور توجهی داشته باشد.