شمارهٔ ۳۲ - بانگ فریاد ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دختری روی همچو ماهی داشت
مادر او به شو، نمی دادش
چندگاهی نمود صبر آخر
به فلک رفت، بانگ فریادش
پسری را به پیش خویش بخواند
صیغه ناخواند آن پسر، گادش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
دختری زیبا مانند ماه داشت که مادرش او را به کسی نمیداد. پس از مدتی انتظار و صبر، دختر شروع به فریاد زدن کرد. سپس مادرش پسری را به نزد خود فراخواند، اما بدون اینکه برای او صیغهای بخواند، قصد ازدواج او را داشت.