نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸ - مجال مکث و درنگ ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل پنجم - قطعه‌ها و تک‌بیتی‌ها / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای که آسوده خفته ای شب و روز

زیر این طاق لاجوردی رنگ

چشم خود باز کن، که اینجا نیست

هیچ کس را مجال مکث و درنگ

بایدت رفت و زین سرای فراخ

عاقبت در میان قبری تنگ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر به شخصی که در آرامش خوابیده اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که چشمانش را باز کند. او به این نکته توجه می‌دهد که در این دنیا کسی نمی‌تواند دائماً بماند و باید در نهایت از این جهان وسیع جدا شود و به مقری تنگ برود.