شمارهٔ ۸ - گاه سخن ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
الا ای که هرگز به گاه سخن!
نه بشنیده کس از تو غیر از نقیض
نه از نظم تو کس شد بهره مند
نه از نثر تو کس شده مستفیض
حکایات نثر تو یکسر سقیم
عبارات نظم تو یکسر مریض
گرفتی به کف خامه بس طویل
نهادی ببر کاغذی بس عریض
جواب یکی شعر من بنده را
نگفتی و شد اوج طبعت حضیض
به کنجی خزیدی زشرمندگی
تو در خانه همچون نساء محیض
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به انتقاد از کسی میپردازد که هیچگاه به سخنانش گوش ندهد و از هنر نظم و نثر او بهرهای نبرد. او میگوید که آثار نثر و نظم آن شخص بیمار و ناقص است و پاسخ شاعر را نمیدهد، که این باعث شرمندگی او میشود. شاعر به وضوح نشان میدهد که این فرد حتی در محیط خانهاش نیز مانند زنان حائض، از گفتوگو و بحث دوری میجوید.