شمارهٔ ۸۴ - درد غربت ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بی کس و بیچاره ام در خاک غربت کرد چرخ
آه آه از درد غربتف داد داد از بی کسی
بی کسی و غربتم سهل است اما چون کنم
با جفاهای طلبکار و، ز جور مفلسی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از احساس تنهایی و درد غربت خود صحبت میکند. او از بیکسی و مشکلاتی که در این شرایط دارد مینالد و از جفاهایی که به او میشود، به ویژه از طرف افرادی که طلبکارند و از وضعیت مالیاش نالان است، شکایت میکند.