شمارهٔ ۱۰۰ - اشاره به نبش قبر کلنل پسیان فرخی یزدی
فرخی یزدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
با من ای دوست ترا گر سرِ پرخاش نبود
یارِ دشمن شدنت در همهجا فاش نبود
پافشاری پیِ حقِّ خود اگر ملّت داشت
مالِ او غارتِ یک دستهٔ عیّاش نبود
پولِ تصویبیِ مجلس نَبُد از ماه به ماه
گرد آن کهنهحریف این همه کلّاش نبود
معنیِ دولتِ قانونی اگر این باشد
نامی از دولت و قانون به جهان کاش نبود
ما طرفداریِ خورشیدِ حقیقت کردیم
آن زمانی که هما سُخرهٔ خفّاش نبود
با چنین زندگی آری به خدا میمردم
اگر این جانیِ بیعاطفه نَبّاش نبود
گر به نقّادیِ کابینه نمیراند سخن
خامهٔ فرخی این قدر گهرپاش نبود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به دوست خود میگوید که اگر تو با من خصومت نداشته باشی، در حقیقت یار منی و دشمنی در کار نیست. او به اهمیت حقطلبی ملت اشاره میکند و از غارت ثروتهای عمومی توسط عدهای فاسد انتقاد میکند. همچنین به وضعیت ناگوار دولت قانونی انتقاد میکند و میگوید اگر اینگونه باشد، نامی از دولت و قانون به جا نماند. او تأکید میکند که در زمانهای سخت به دنبال حقیقت بوده و میگوید اگر زندگی اینگونه باشد، مرگ را به زندگی ترجیح میدهد. در پایان، به نقد کابینه و بیان اهمیت سخنان خود اشاره میکند.