نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۱ فرخی یزدی

فرخی یزدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)

آنکه از آرا خریدن مَسنَدِ عالی بگیرد

مملکت را می‌فروشد تا که دلّالی بگیرد

یک ولایت را به غارت می‌دهد تا با جسارت

تُحفه از حاکم ستاند، رشوه از والی بگیرد

از خیانت کور سازد آنکه چشمِ مملکت را

چشمِ آن دارد ز ملّت مزدِ کحّالی بگیرد

روی کرسیِ وکالت آنکه زد حرف از کسالت

اجرتِ خمیازه خواهد، حقِّ بی‌حالی بگیرد

از تهی‌مغزی نماید کیسهٔ بیگانه را پر

تا به کف بهر گدایی، کاسهٔ خالی بگیرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد و اعتراض به فساد و خیانت در عرصه‌ی سیاست و حکومت می‌پردازد. شاعر به افرادی اشاره می‌کند که برای دستیابی به قدرت، اصول و منافع مملکت را نادیده می‌گیرند و به خاطر دریافت رشوه یا منافع شخصی، کشور را به دلالی می‌فروشند. همچنین، از افرادی سخن می‌گوید که به خاطر منفعت‌طلبی خود، حتی به مرز خیانت به ملت می‌رسند و با نداشتن دانش و فهم کافی، به دیگران خدمت می‌کنند. در نهایت، شاعر به تهی مغزی و ناتوانی این افراد در تأمین منافع عمومی اشاره می‌کند.