شمارهٔ ۱۳۲ فرخی یزدی
فرخی یزدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یارب ز چیست بر سر فقر و غنا هنوز
گیتی به خون خویش زند دست و پا هنوز
دردا که خون پاک شهیدان راه عشق
یک جو در این دیار ندارد بها هنوز
با آنکه گشت قبطی گیتی غریق نیل
در مصر ما فراعنه فرمانروا هنوز
کابینه ها عموم سیاه است ز آنکه هیچ
کابینه سفید ندیدیم ما هنوز
ای شیخ از حصیر فریبم مده به زرق
کاید ز بوریای تو بوی ریا هنوز
مالک غریق نعمت جاه و جلال و قدر
زارع اسیر زحمت و رنج و بلا هنوز
در قرن علم و عهد طلائی ز روی جهل
ما در خیال مس شدن کیمیا هنوز
شد دوره تساوی و در این دیار شوم
فرق است در میانه شاه و گدا هنوز
طوفان انقلاب رسد ای خدا ولیک
ما را محیط کشمکش ناخدا هنوز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وضعیت ناگوار اجتماعی و اقتصادی جامعه اشاره دارد. شاعر با ابراز ناامیدی از ادامه فقر و نابرابری، به کشتار و قربانیان عشق و آرمانها میپردازد و نابرابریهای اجتماعی و قدرت حاکمان را به چالش میکشد. او به وجود فساد و ریا در جامعه اشاره میکند و از اینکه در عصر علم و دانش هنوز در جهل و نادانی به سر میبریم، گلایه میکند. در نهایت، شاعر انتظار تغییر و انقلاب را دارد، اما همچنان نگران وضعیت کنونی است.