نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۳ فرخی یزدی

فرخی یزدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر خدا خواهد بجوشد بحر بی‌پایان خون

می‌شوند این ناخدایان غرق در طوفان خون

با سرافرازی نهم پا در طریق انقلاب

انقلابی چون شوم، دست من و دامان خون

خیل دیوان را به دیوانخانه دعوت می‌کنم

می‌گذارم نام دیوانخانه را دیوان خون

کارگر را بهر دفع کارفرمایان چو تیپ

با سر شمشیر خونین می‌دهم فرمان خون

کلبهٔ بی‌سقف دهقان را چو آرم در نظر

کاخ‌های سر به کیوان را کنم ایوان خون

ای خوش آن روزی که در خون غوطه‌ور گردم چو صید

همچو قربانی به قربانگه شوم قربان خون

فرخی را شیرگیر انقلابی خوانده‌اند

زآن که خورد از شیر خواری شیر از پستان خون

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر به تصویر کشیدن انقلابی خونین و شورش علیه ظلم و ستم است. شاعر با استفاده از تشبیه‌ها و استعاره‌ها، خواستار همراهی مردم برای ایجاد تغییر و رهایی از قید و بندهای استبداد می‌شود. او از طوفان خون و انقلاب صحبت می‌کند و بی‌پناهی دهقانان را یادآوری می‌کند، همچنین آرزوی غوطه‌ور شدن در خون را به عنوان نمادی از فدای جان برای میهن و انقلاب ابراز می‌کند. در نهایت، اشاره به اینکه انقلابیون باید مانند شیران با شجاعت به میدان بیایند، نشان‌دهنده عزم و اراده قوی برای مبارزه است.