شمارهٔ ۳۳ فرخی یزدی
فرخی یزدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هرگز دلم برای کم و بیش غم نداشت
آری نداشت غم که غمِ بیش و کم نداشت
در دفترِ زمانه فتد نامش از قلم
هر ملّتی که مردمِ صاحبقلم نداشت
در پیشگاهِ اهلِ خرد نیست محترم
هر کس که فکرِ جامعه را محترم نداشت
با آنکه جیب و جام من از مال و می تهیست
ما را فراغتی است که جمشید جم نداشت
انصاف و عدل داشت موافق بسی ولی
چون فرخی موافقِ ثابتقدم نداشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی فقدان غم در زندگی و ارزش قلم و اندیشه در جوامع میپردازد. شاعر بیان میکند که کسانی که صاحب قلم نیستند، نامشان در تاریخ ثبت نخواهد شد و عقل و خرد نیز به آنها احترام نمیگذارد. او همچنین اشاره میکند که با وجود تهی بودن از مال و جام، از آرامشی برخوردار است که شخصیتهای بزرگ مانند جمشید جم نداشتند. در نهایت، به اهمیت ثبات و پایداری در اصول انصاف و عدالت اشاره میکند.