نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷ فرخی یزدی

فرخی یزدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در شرع ما که قاعده اختصاص نیست

حق عوام نیز قبول خواص نیست

دیگر دم از تفاوت شاه و گدا مزن

بگزین طریقه‌ای که در آن اختصاص نیست

گفتم که انتقام ز اشراف دون بگیر

گفتی هنوز موقع کین و قصاص نیست

اینک به چنگ مرتجعین اوفتاده‌ای

آن سان که از برای تو راه خلاص نیست

از دست پافشاری خود فرخی فتاد

در ورطه‌ای که هیچ امید خلاص نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مفهوم عدالت و برابری اشاره دارد و بیانگر این است که در دین اسلام هیچ تبعیضی بین افراد وجود ندارد. شاعر انتقاد می‌کند از تفاوت‌های ظاهری و اجتماعی میان افراد، چه شاه و چه گدا. او به این نکته می‌پردازد که نباید به تفاوت‌های اجتماعی توجه کرد و هر کسی باید در مسیری حرکت کند که برابری برقرار باشد. شاعر همچنین به عدم انتقام‌جویی از افراد اشراف اشاره می‌کند و می‌گوید که در حال حاضر شرایط مناسب برای انتقام‌جویی وجود ندارد. او در نهایت به ناامیدی و بی‌راهی خود می‌پردازد و ابراز می‌کند که اسیر اوضاع و شرایطی شده که راه نجاتی برایش وجود ندارد.