نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸ فرخی یزدی

فرخی یزدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

این نیست عرق کز رخ آن ماه جبین ریخت

خورشید فلک رشته پروین به زمین ریخت

دیگر مزن از صلح و صفا دم که حوادث

در خرمن ابناء بشر آتش کین ریخت

زهری که ز سرمایه به دم داشت توانگر

در کام فقیران به دم بازپسین ریخت

هر قطره شود بحری و آید به تلاطم

این خون شهیدان که به نزهتگه چین ریخت

از نقشه گیتی شودش نام و نشان محو

هر کس که پی محو بشر طرح چنین ریخت

با اشک روان توده زحمتکش دنیا

در دامن صد پاره خود در ثمین ریخت

هر خاک مصیبت که فلک داشت از این غم

یکجا به سر فرخی خاک نشین ریخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف درد و رنج بشر و حوادث تلخ زندگی اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا، ناتوانی انسان‌ها و اثرات منفی زندگی را نشان می‌دهد. او به ویژه به خون شهیدان و زحمات طبقات ضعیف جامعه اشاره می‌کند و از ظلم و نابرابری‌ها سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر به تلخی‌های زندگی و تأثیر آن بر خاک و سرنوشت انسان‌ها پرداخته و انتقاد خود را نسبت به تاریخ و ظلم‌ها در آن بیان می‌کند.