شمارهٔ ۴۷ فرخی یزدی
فرخی یزدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما را ز انقلاب سر انتخاب نیست
چون انتخاب ما به جز از انقلاب نیست
دستور انتخاب به دستور داده است
دستی که جز به خون دل ما خضاب نیست
افراد خوب جمله زیان میکنند و سود
الا نصیب «لیدِر عالیجناب» نیست
گر پرسشی کنی ز خطایای او تو را
جز حرف ژاژ و حربه تهمت جواب نیست
نازم به محفلی که در آن بزم بیریا
فرقی میان هیچکس از شیخ و شاب نیست
شهر خراب و شحنه و شیخ و شهش خراب
گویا در این خرابه به غیر از خراب نیست
رأی خطا به دشمن خود میدهد کسی
کز فرط جهل صاحب رأی صواب نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به انتقاد از وضعیت سیاسی و اجتماعی جامعه میپردازد. شاعر بیان میکند که انتخاب واقعی در این نظام وجود ندارد و هر انتخابی به نوعی انقلاب مرتبط است. او به فساد و بیمسئولیتی افرادی که در قدرت هستند اشاره میکند و آنها را متهم به گمراهی و فریب مینماید. همچنین به تفاوتهای بیمورد در جامعه انتقاد میکند و میگوید در این شرایط، حتی افراد خوب نیز زیان میکنند. شاعر در نهایت به نداشتن تفاوت میان افراد در جایگاههای مختلف اشاره کرده و میگوید همه از یک نوع نابسامانی رنج میبرند.