شمارهٔ ۶۶ - در انتقاد از دولت وثوقالدوله فرخی یزدی
فرخی یزدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن دست دوستی که در اول نگار داد
با دشمنی به خون دل آخر نگار داد
دیدی که باغبان جفاپیشه عاقبت
بر باد آشیانه چندین هزار داد
می خواست خون ز کشور دارا رود چو جوی
دستی که تیغ کید به جانوسیار داد
با اختیار تام کند طرد و قتل و حبس
ای داد از کسی که به او اختیار داد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به خیانت و بدعهدی یاران و دوستان اشاره میکند. او از شخصی سخن میگوید که در ابتدا به دوستی به او دست یاری داده، اما در نهایت با دشمنی، او را از جان و مال محروم کرده است. همچنین به ظلم و ستم باغبانی که آشیانههای زیادی را نابود کرده، اشاره میکند. در نهایت، شاعر از درد و رنجی که از دست کسانی که به آنها اعتماد کرده، متحمل شده، شکایت میکند.