شمارهٔ ۶۷ فرخی یزدی
فرخی یزدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
این ستمکاران که میخواهند سلطانی کنند
عالمی را کشته تا یک دم هوسرانی کنند
آنچه باقی مانده از دربار چنگیز و نِرُن
بار بار آورده و سر بار ایرانی کنند
جشن و ماتم پیش ما باشد یکی چون بره را
روزگار جشن و ماتم هردو قربانی کنند
روز شادی نیست در شهری که از هر گوشهاش
بینوایان بهر نان هرشب نواخوانی کنند
تا به کی با پول این یک مشت خلق گرسنه
صبح عید و عصر جشن و شب چراغانی کنند
با چنین نعمت که میبینند این مردم رواست
شکرها تقدیم دربار بریتانی کنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد ستمگران و حاکمان ظالم میپردازد که برای لذتجویی خودشان، زندگی دیگران را نابود میکنند. شاعر اشاره میکند که این حاکمان، میراثهای تاریخی را به نابودی میکشانند و تنها به فکر خوشگذرانی خود هستند. جشن و ماتم به یک معنا برای آنها جلوهگری میکند، در حالی که مردم در رنج و گرسنگی به سر میبرند. شاعر به وضعیت بد اقتصادی و اجتماعی و نابرابریهای موجود انتقاد میکند و تأکید دارد که این وضعیت به هیچ عنوان قابل قبول نیست، در حالی که زندگی مردم به فراموشی سپرده شده است. همچنین، او از شکرگزاری برای نعمتهای نابرابر انتقاد میکند، در حالی که مردم روز به روز در سختی زندگی میکنند.