شمارهٔ ۷۹ فرخی یزدی
فرخی یزدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
در کهن ایرانِ ویران انقلابی تازه باید
سخت از این سستمردم قتل بیاندازه باید
تا مگر از زردرویی رخ بتابیم ای رفیقان
چهرهٔ ما را ز خونِ سرخ دشمن غازه باید
نامِ ما، در پیشِ دنیا پست از بیهمّتی شد
غیرتی چون پورِ کیخسرو بلندآوازه باید
میکند تهدید ما را این بنای ارتجاعی
مُنهَدِم این کاخ را از صَدر تا دروازه باید
فرخی از زندگانی تنگدل شد در جوانی
دفترِ عمرش به دستِ مرگ بیشیرازه باید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعری از نیاز به یک انقلاب و تغییر اساسی در ایران سخن میگوید. او از زشتی و ناامیدی مردم میگوید و بیان میکند که برای کنار زدن این مشکلات، باید خون و فدای جان صورت بگیرد. شاعر به اهمیت غیرت و شجاعت در برقراری نامی نیک برای ایران اشاره میکند و با اشاره به وضع موجود، به ضرورت نابودی نظام ارتجاعی و کهنه تأکید میورزد. در نهایت، او به زندگی سخت و بیاحساسی خود در جوانی میپردازد که به دلیل مشکلات و نابسامانیها، عمرش به تلخی گذشته است.