نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰ فرخی یزدی

فرخی یزدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

پیش خود تا فکر نفع بینهایت می‌کند

کارفرما کارگر را کی رعایت می‌کند

ماه نو با روی پر خون شفق را کن نگاه

کان ز داس و دست دهقانان حکایت می‌کند

فوری از نای وزیر آید نوای راضیم

از فلان مأمور اگر ملت شکایت می‌کند

آخر ای مظلوم از مظلوم چون خود یاد کن

چون ببینی ظالم از ظالم حمایت می‌کند

آه مظلومان چو آتش در میان پنبه است

چون فتد اینجا به آنجا هم سرایت می‌کند

بگذرند از کبریایی گر خداوندان آز

ثروت دنیا خلایق را کفایت می‌کند

از طریق نامه طوفانی خود فرخی

اهل ثروت را به سوی حق هدایت می‌کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان نابرابری‌ها و ظلم‌های اجتماعی می‌پردازد. شاعر در آن اشاره می‌کند که کارفرماها به نفع خود به کارگران توجهی ندارند و مظلومان در جامعه از یکدیگر حمایت نمی‌کنند. او تأکید می‌کند که ظلم در جامعه به صورت زنجیروار گسترش می‌یابد و در نهایت ثروت و قدرت باعث می‌شود که افراد با وجود ظلم، همچنان به زندگی خود ادامه دهند. شاعر با یادآوری اهمیت توجه به حقایق و هدایت به سوی عدالت، از اهل ثروت دعوت می‌کند که به ارزش‌های انسانی توجه کنند.