نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵ ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گرنه دلجویی نمودی قامت دلجوی دوست

از خجالت سرفکندی پیش ماه روی دوست

عشق را با کفر و ایمان نیست کاری زآن که هست

قبله ما روی یار و کعبه ما کوی دوست

قیمت دزدیده کم دانند دزدان عیب نیست

گر نداند قیمت دل طره هندوی دوست

از پریشانی ست این ارزان‌فروشی ورنه کی

می‌دهد تاری به جانی زلف عنبربوی دوست

تا نظر در آفتاب افکنده‌ام در چشم من

آب گردد ز آن که می‌آید به یادم روی دوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوع عشق و محبت می‌پردازد. او به زیبایی و دلجویی محبوبش اشاره می‌کند و می‌گوید اگرچه دیگران ممکن است از محاسن او آگاه نباشند، اما عشق واقعی متفاوت است و برای او، محبوبش قطب‌نما و مقصود اصلی زندگی است. شاعر بیان می‌کند که ارزش عشق و زیبایی محبوبش قابل اندازه‌گیری نیست و حتی اگر دیگران نتوانند این ارزش را درک کنند، این مسئله عیبی ندارد. در کل، شعر به عمق احساسات و عشقی می‌پردازد که هیچ چیز نمی‌تواند آن را از بین ببرد.