شمارهٔ ۲۱ ابوالحسن فراهانی
ابوالحسن فراهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اگر خاک سر کویش که بر خونم شرف دارد
صبا دارد دریغ از دیده ام حق بر طرف دارد
به ناخن می کند از رشک رویش ماه رخساره
دروغ است این که می گویند مه بر رخ کلف دارد
بقدر گریه باشد چشم را قیمت بر عاشق
بلی عزت به قدر گوهر خود هر صدف دارد
کسی سرّ نگاهش را به جز چشمش نمی داند
نظر بر هر طرف می افکند چندین طرف دارد
من اندر عشق تو طرفی نبستم ای خوش آن بیدل
که گردین و دل از کف داد ، دامانی به کف دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی است. شاعر احساسات عمیق خود را بیان میکند و میگوید که خاک کوی معشوقش برای او ارزش بیشتری از خونش دارد. او از غم دوری معشوق سخن میگوید و میگوید که زیبایی معشوق به قدری است که حتی ماه نیز به او رشک میبرد. همچنین اشاره میکند که ارزش عشق به اندازهای است که در چشمهای عاشق نمایان است. شاعر نسبت به قدرت نگاه معشوقش نیز تأکید میکند، که هیچکس جز خودش نمیتواند چنین نگاهی را درک کند. در نهایت، او به احساس خود اشاره میکند که به خاطر عشق معشوق، همه چیز را فدای او کرده و خود را به خطر انداخته است.