شمارهٔ ۲۲ ابوالحسن فراهانی
ابوالحسن فراهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مرا لبهای آتشناک آن جانانه میسوزد
که گر بر لب نهد ساغر لب پیمانه میسوزد
دلا این گریه بیحاصل بود چندین چه میریزی
ز بیرون آب کاتش در درون خانه میسوزد
ز غیرت گر برم سر شمع را هر لحظه معذورم
تو در بزمی و امشب شمع چون پروانه میسوزد
مبین نقص زن هند و کمال عشق را بنگر
که با نقص زنی خود را چه سان مردانه میسوزد
من از بیگانگیهای تب خویش از همین داغم
که آن شوخ ، آشنا را بیش از بیگانه میسوزد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به شدت تحت تأثیر عشقش قرار دارد و از سوزش و اشتیاقی صحبت میکند که لبهای معشوقش در او ایجاد کرده است. او به گریه و اندوهی که بیفایده است اشاره میکند و تأکید میکند که درونش از آتش عشق میسوزد. شاعر همچنین به احساس غیرتی که دارد و دلخوشی معشوقش در جشن و سرور اشاره میکند، و در نهایت به تضاد عشق و دوری از معشوق میپردازد، که آن را ناشی از احساس بیگانگی و دلتنگی خود میداند. به طور کلی، شعر به عمق احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از جدایی میپردازد.