نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳ ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تابم به تن از طرهٔ پیچان تو افتاد

چاکم به دل از چاک گریبان تو افتاد

گویند دلش نرم توان کرد به گریه

کار دلم ای دیده به دامان تو افتاد

گر دیده گستاخ پریشان رخت دید

ز آن است که بر زلف پریشان تو افتاد

چون زخم کهن روز و شب آلوده به خون است

هر چشم که بر ناوک مژگان تو افتاد

ای دل لب او آب حیات است ندانم

چون آتش سوزان شد و در جان تو افتاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار بیانگر احساس عمیق عشق و دلتنگی شاعر است. او با توصیف زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود، از شدت عشق و رنجی که ناشی از دوری یا جدایی است، صحبت می‌کند. شاعر با زبان تصویرسازی، درد و شوق خود را نسبت به معشوق بیان می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه زیبایی او بر دل و جانش تأثیر گذاشته و او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. عشق او مانند آتش سوزان و دردناک است که با هر نگاه به معشوق بیشتر افرون می‌شود.