نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴ ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نمی‌خواهم کسی با نازنین من سخن گوید

اگرچه قاصد من باشد و پیغام من گوید

جواب درد دل گر نشنوم زان که عجب نبود

جوابی نشنود دیوانه چون با من سخن گوید

به ترک خواب پیمان بسته بودم میرم و ترسم

که آن پیمان‌شکن در محشرم پیمان‌شکن گوید

من و بلبل شکایت هردو از گل می‌کنیم اما

من اندر بیت احزان نالم و او در چمن گوید

نه چون من نامه برخواهد نه قاصد ای خوشا بلبل

که خود در پیش یار خویش حال خویشتن گوید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر بیان می‌کند که نمی‌خواهد کسی با معشوقش، نازنین، صحبت کند حتی اگر آن فرد حامل پیامی از او باشد. او از اینکه درد دلش را پاسخ نگیرد ناراحت نیست و می‌داند که دیوانه‌ای مثل او نمی‌تواند انتظار جواب داشته باشد. شاعر به ترک خواب و پیمانی که بسته است اشاره می‌کند و از ترس این که آن پیمان شکن در روز قیامت او را پیمان شکن بنامد، نگران است. همچنین او و بلبل هر دو از گل شکایت می‌کنند، اما در حالتی متفاوت، او در حال ناله است و بلبل در چمن حال خود را می‌گوید و به این ترتیب شاعر قدر بلبل را می‌داند که می‌تواند احساساتش را به عشقش منتقل کند.