نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷ ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دوزم شکاف سینه چو دل جلوه گاه کرد

خود هم به روز رشک نیارم نگاه کرد

دل خو به آه کرده بنوعی که روز وصل

هرچند خواست درد دلی گوید آه کرد

ای برق آه، تیرگی از روز ما مبر

روزیست این که چشم سیاهش سیاه کرد

مردم در آرزویت و ترسم که روز حشر

باید زبیم خوی تو ضبط نگاه کرد

گفتم نظر به بندم و از گریه بس کنم

از چاک های سینه خونابه راه کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت شاعر به بیان احساسات عمیق خود می‌پردازد. او از شکاف سینه‌اش می‌گوید که عشق و دل‌باختگی را نشان می‌دهد و به روز رشک اشاره می‌کند که حتی وقتی که دلش را می‌خواهد درد درونش را بیان کند، سکوت می‌کند. او از تیرگی روزگار و آرزوی محبوبش سخن می‌گوید و نگران است که در روز قیامت، باید با ترس از او رو به رو شود. در نهایت، تصمیم می‌گیرد که گریه را کنار بگذارد، اما خونابه‌ای از درد در دلش جاری می‌شود. این شعر دربرگیرنده عواطف و تضادهای عشق و درد جدایی است.