شمارهٔ ۳۷ ابوالحسن فراهانی
ابوالحسن فراهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هرچند شمع مجلسی، ای دل خموش باش
سر بر سر زبان نگذاری به هوش باش
سوسن نه ای به هرزه زبان آوری مکن
تا همچو گل عزیز شوی جمله گوش باش
لب بسته دار چون صدف از تلخ و شور دهر
وانگه که لب گشایی گوهر فروش باش
تا چند ژاژ خایی وافشای سر کنی
آتش نه ای تو خاکی رو پرده پوش باش
ای آن که ترک هرزهدرایی نمیکنی
رو چون دراز زخم زبان در خروش باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نوعی دعوت به سکوت و خودداری از سخنان بیمورد است. شاعر به مخاطب میگوید که مانند شمع مجلسی آرام باشد و در جمع، بیدلیل صحبت نکند. او تأکید میکند که باید مانند صدف، لب خود را بسته نگهدارد و در مواقع مناسب، سخن بگوید. همچنین به مخاطب یادآوری میکند که نباید به سخنان ناچیز بپردازد و باید از درگیریهای زبانی خودداری کند. این شعر به اهمیت حفظ آرامش و مراقبت از زبان اشاره دارد.