نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸ ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اگر سوسن صفت بودی زبانی در دهان گل

کسی نشنیدی الا وصف رویش از زبان گل

ندیدم در زمان او کسی را با دل خرم

اگرچه از برای خرمی باشد زمان گل

نه از شوخی رودهر دم به گلزار دگر یارم

حدیث بینوایی می کند خاطر نشان گل

گلستان جهان را در میان غنچه گل باشد

گلستان رخ او غنچه دارد در میان گل

تفاوت از زمین تا آسمان است ارتوانی دید

میان آفتاب چهره ی یار و میان گل

جهان را اعتباری نیست زآن روز بد و نیکش

نه رو در هم کشم چون غنچه نه خندم به سان گل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و محبوبیت گل و محبوبش اشاره می‌کند. اگر سوسن صفت بود، هیچ کس جز به زبان گل، از زیبایی محبوبش نمی‌شنید. شاعر به خرم‌بودن دل‌های مردم در زمان گل اشاره می‌کند، هرچند خود او از شادی خبری ندارد. او همچنین از این می‌گوید که گرچه در هر لحظه به گلزار می‌رود، تنها از درد و فقر دلش سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر به تفاوت‌های عمیق بین زیبایی چهره محبوب و گل‌ها اشاره کرده و بیان می‌کند که دنیا به اعتبار لحظات خوب و بدش ارزشی ندارد، و او نه خندیده و نه در خود فرو رفته است.