نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸ ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مرا بیگانه ای بیگانه میگرداند از یاران

برای بی وفایی می کنم ترک وفاداران

اگر جوید بهانه بهر قتلم چشم بیمارش

چنین باشد بهانه جوی می باشند بیماران

نگاه چشم مستش سوی غیر و من ازین خوشدل

که با هم درنگیرد صحبت مستان و هشیاران

بگاه گریه دل ذوق دگر یابد ز خون خوردن

گواراتر بود می روز باران نزد میخواران

اسیران غمش دانند قدر کشته گردیدن

کجا داند کسی قدر خلاصی چون گرفتاران

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و دغدغه‌های عاطفی شاعر می‌پردازد. شاعر احساس بیگانگی و دوری از دوستان را تجربه می‌کند و از بی‌وفایی دیگران صحبت می‌کند. همچنین، او با کنایه به عشق ناکامش، اشاره به درد و رنجی دارد که انسان‌ها در عشق متحمل می‌شوند. اشاره دیگری به مستی و حالت‌های عاشقانه که هر کس در آن حال قرار نمی‌گیرد، و این‌که چه بسا این درد و اندوه برای عاشقان ارزشمندتر از زندگی بی‌درد است، وجود دارد. در نهایت، شاعر به ارزش آزادی و رهایی از قید و بند عشق می‌پردازد و عظمت و اهمیت عشق واقعی را درک می‌کند.