نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶ ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خوشا روزی که یادی از من آواره می‌کردی

نبودی عاشق و بیچاره‌ای را چاره می‌کردی

نمی‌رفتی ز دنبال نظر رسوا نمی‌گشتی

اگر در عشق خود حال مرا نظاره می‌کردی

به این زودی گریبان گر به دست دل نمی‌دادی

چو یوسف جامه‌ای در نیکنامی پاره می‌کردی

جهان دار مکافات است می‌باید کشید اکنون

ستم‌هایی که بر عشاق محنت‌کاره می‌کردی

بگو تا چون ننالم سنگ نالیدی گر این جوری

که بر جان من مسکین کنی بر خاره می‌کردی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر حسرت و غم یک عاشق است که از معشوق خود یاد می‌کند. شاعر به یاد روزهایی می‌افتد که معشوق به او توجه می‌کرد و درد و رنج عشق را آسان می‌کرد. او می‌گوید اگر معشوق همین قدر به او فکر می‌کرد، حالش بهتر می‌شد و دیگر دچار رسوایی نمی‌گردید. شاعر احساس می‌کند که جهان پر از مکافات است و باید تاوان ستم‌هایی که به عاشقان می‌شود را بپردازد. در نهایت، او به معشوق می‌گوید که اگر ناله کند، باعث می‌شود او نیز به حال او تأسف بخورد و درد و رنجش را درک کند.