نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶ ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شاید که دیرتر کند از سینه‌ام گذر

خواهم که ناوکت همه بر استخوان خورد

افتادگان کوی ترا با وطن چه کار

مرغی که جان دهد چه غم آشیان خورد

با آن که خون من خوری، از رشک سوختم

با غمزه کو که خون من از من نهان خورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این بیت‌ها به احساسات عمیق و پیچیده خود اشاره می‌کند. او از حس دل‌تنگی و تأخیر در عشق سخن می‌گوید و می‌خواهد که عشقش به او آسیب نرساند. همچنین به تضاد زندگی و مرگ در عشق اشاره کرده و از رنجی که در دل دارد، می‌گوید. شاعر به نوعی با غم و غصه‌ای که دارد، بر جراحت‌های درونی خود تأکید می‌کند، حتی اگر این جراحات در ظاهر پنهان باشند.