شمارهٔ ۱۷ ابوالحسن فراهانی
ابوالحسن فراهانی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز رویش بر فلک عکسی یست خود کی مثل او باشد
نه چون خورشید باشد عکس خورشیدار در آب افتد
نه خود کامی یست گر خواهم نقاب از رخ براندازد
مرا غیرت کشد ترسم که آتش در نقاب افتد
مصیبت دوستم پهلوی بیدردی به خاکم کن
که خواهم بعد مردن نیز روحم در عذاب افتد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی یار خود اشاره میکند و میگوید که چنین زیبایی مشابهی در آسمان وجود ندارد. او تأکید میکند که عکسهای معمولی، مانند تصویر خورشید در آب، نمیتوانند به زیبایی او باشند. شاعر از ابراز احساساتش هراس دارد و نگران است که اگر نقاب یار برداشته شود، چه نتیجهای خواهد داشت. او از درد دوستی رنج میبرد و از این میترسد که بعد از مرگش نیز روحش در عذاب باشد.