شمارهٔ ۳۰ ابوالحسن فراهانی
ابوالحسن فراهانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای که چرخت ندیده است نظیر
در سر چارسوی چار ارکان
تا تو دکان تازه بگشادی
عالم پیر تازه گشت و جوان
من اگر لب به وصف نگشادم
نکتهای هست گوش دار بدان
در تماشای این دکان که کند
چشم را خیره عقل را حیران
خرد پیر برنمیدارد
سر انگشت حیرت از دندان
گفته ام در بدیهه تاریخش
بر تو بادا مبارک این دکان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش از زیبایی و جدید بودن یک دکان (یا مکان) میپردازد که تاثیر زیادی بر جهان اطراف آن گذاشته است. شاعر اشاره میکند که باز شدن این دکان باعث جوانی و تازگی عالم شده است. او میگوید اگرچه نتوانسته به خوبی وصف این مکان را بیان کند، اما توجه به جزئیات آن اهمیت دارد. در نهایت، شاعر با ابراز حیرت و شگفتی از جذابیت این مکان، برای آن آرزوی موفقیت و برکت میکند.