نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳ ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

ای که هرگز نشود مست کسی

اگرش باده تو در جام کنی

تو بخیلی و منت گویم ابر

نه ازان روی که انعام کنی

بلکه زان روی که هرجا گذری

روز روشن را چون شام کنی

به مثل گر شودت گریه هوس

اشک را جای دگر وام کنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد افرادی می‌پردازد که در برقراری ارتباط و مهرورزی بخیل هستند. شاعر می‌گوید اگرچه ممکن است کسی را مست محبت خود کنی، اما خودت همیشه در دلبستگی و ابراز احساسات کم‌لطفی می‌کنی. او با تشبیه به ابر، به این نکته اشاره می‌کند که منت‌گذاری و دوری از سرمایه‌گذاری عاطفی، باعث می‌شود روشنی و شادی دیگران را به ظلمت بدل کنی. در پایان، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که اگر کسی به اندازه‌ای از غم و اندوهی که دارد، اشک بریزد، باید این احساسات را به شیوه‌ای دیگر ابراز کند.