شمارهٔ ۴۴ ابوالحسن فراهانی
ابوالحسن فراهانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دادهام ایمان به کفر زلف آن ترسابچه
وه کزین سودا چه منت ها دگر بر دین نهم
برندارم سوز پشت پای او تا زندهام
گوش بیچون زلف با او سر به یک بالین نهم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و ایمان به معشوقی خاص صحبت میکند که زلفهایش او را دچار وسوسه و کفر کرده است. او به نوعی به این وضعیت افتخار میکند و به این نتیجه میرسد که تا زمانی که زنده است، نمیتواند از عشق و شوق به معشوق دست بکشد. او در نهایت تنها در کنار معشوق، با تمام وجودش احساس آرامش میکند.